علي بن حسين انصارى شيرازى

243

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

باب الشين شاملوج نوعى از اجاص است و ويرا بپارسى آلو كرده گويند و آن را اجاص ابيض و اصفر خوانند و شاملوك گويند و اسحق بن سليمان گويد نيكوترين آن زرد بود بغايت رسيده و اسهال وى كمتر از آلوى سياه بود بسبب غلظ و قلت رطوبت و آنچه نارسيده بود بد باشد و اجاص خشك كرده اشتهاى طعام ببرد و محرور را نافع بود نه پيران را و اگر اينان بخورند در حال بايد كه به مصطلى و كندر قدرى اسهال كنند تا از معده بگذراند كه آن بر معده اندوده نشود و اسحق بن عمران گويد چون ترش بود سرد و خشك بود گرم‌مزاج را موافق بود قطع قى كند و حكه ببرد و اختيار وى آن بود كه صادق الحموضه بود و آنچه پخته بود نقيع وى در انواع سرفه نافع بود و همچنانكه سركه در انواع آن مضر است و آب وى حيض براند و طبيخ خشك وى چون با قدرى قند بياشامند نافع بود جهت تبهاى صفراوى و شكم براند شاه‌انجير نوعى از انجير است نيكوترين انجير است بپارسى انجير وزيرى گويند و صفت آن نيز گفته شد شاهترج ديسقوريدوس آن را فيقص خوانده است و جالينوس ويرا فالينوس گفته است و آن را بيونانى قانيوس خوانند معنى آن دخانى بود و حنين در كتاب خود آن را بسقيما خوانده است وى كمون برى بود و وى را كزبرة الحمام خوانند و بقلة الملك گويند بشيرازى شاتره نامند و در نيشابور آتشو خوانند و نيكوترين وى آن بود كه سبز و تازه بود و به طعم تلخ بود و طبيعت وى معتدل بود در حرارت و خشك در دويم و گويند سرد و خشك است در سيم و گويند سرد است در اول خون را صافى كند و چون بياشامند جرب و حكه را بغايت سودمند بود و بن دندان را سخت كند و مقوى معده بود و دابغ آن و سده جگر بگشايد و بول براند مره محترقه دفع كند و طبع را نرم دارد و چون آب وى همچنان خام بياشامند خلطهاى سوخته و جرب و حكه كه سبب آن از خون عفن و صفراوى سوخته و بلغم و عفن بود همه را نافع بود بىآنكه بجوشاند و شربتى از وى سازند چون خشك باشد از چهار درم تا ده درم از جرم وى كوفته و بيخته تنها از سه درم تا هفت درم و تخم وى اقوى بود از وى در فعل و حكيم شريف گويد اگر حشيش وى در آب خيسانند بعد از آن سر و ريش خود را بدان بشويند شپش را بكشد و چون به آب طبيخ وى مضمضه